۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

دیگه از فایرفاکس استفاده نمی کنم!

این فایرفاکس دهن من که خوبه دهن این سیستم بیچارمم سرویس کرده..اکثر اوقات cpu‌رو‌‌بالا‌می‌بره‌و‌آخر‌سر‌به‌۱۰۰‌می‌رسونه..البته‌به‌عنوان‌استفاده‌طولانی‌مدت‌و‌با‌‍‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تب‌های‌زیاد‌مد‌نظرم‌هست‌.
سیستم‌من‌ممکنه‌۱۰-۲۰‌روز‌یه‌بار‌خاموش‌بشه‌و‌معمولا‌مرورگر‌همیشه‌باز‌هست‌و‌۱۰-۲۰‌تا‌تب‌هم‌متوسط‌سایت‌های‌مختلف‌رو‌نشون‌میده
این‌فایرفاکس‌هم‌روی‌laptop و هم روی دستکتاپ این بلا رو سرم میاره..ویندوز و لینوکس هم نداره
از امروز تصمیم گرفتم از opera‌استفاده‌کنم..احتمالا‌safari هم تست می زنم..opera‌تا‌الان‌که‌بهتر‌بهم‌جواب‌داده
نمی‌دونم‌شایدم‌برای‌استفاده‌از‌فایرفاکس‌باید‌کاری‌کرد‌که‌من‌بلد‌نیستم!

راز ثروتمند شدن یک زن

يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به يکي از شعب بزرگترين بانک کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح کرد . سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانک را ملاقات کند و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي که سپرده گذاري کرده بود ، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي با مدير عامل بانک براي آن خانم ترتيب داده شد.

پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مرکزي بانک رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکي پيرزن رسيد و مدير عامل با کنجکاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است .

زن در پاسخ گفت خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام که همانا شرط بندي است ، پس انداز کرده ام . پيرزن ادامه داد و از آنجائي که اين کار براي من به عادت بدل شده است ، مايلم از اين فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم داريد !

مرد مدير عامل که اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستيد ، من فردا ساعت 10 صبح با وکيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي کنيم و سپس ببينيم چه کسي برنده است . مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت 10 صبح برنامه اي برايش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردي که ظاهراً وکيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت .
پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست کرد که در صورت امکان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدير عامل که مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به کجا ختم مي شود ، با لبخندي که بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل کرد .
وکيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد . مرد مدير عامل که پريشاني او را ديد ، با تعجب از پير زن علت را جويا شد .
پيرزن پاسخ داد من با اين مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاري خواهم کرد تا مدير عامل بزرگترين بانک کانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون کند.

هرگز زود قضاوت نکن

مرد مسني به همراه پسر ۲۲ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالي که مسافران در صندلي‌هاي خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۲ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هيجان شد. دستش را از پنجره بيرون برد و در حالي که هواي در حال حرکت را با لذت لمس مي‌کرد فرياد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت مي‌کنن. مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد.

کنار مرد جوان، زوج جواني نشسته بودند که حرف‌هاي پدر و پسر را مي‌شنيدند و از حرکات پسر جوان که مانند يک کودک ۲ ساله رفتار مي‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هيجان فرياد زد: پدر نگاه کن درياچه، حيوانات و ابرها با قطار حرکت مي‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزي نگاه مي‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روي دست مرد جوان چکيد.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هايش را بست و دوباره فرياد زد: پدر نگاه کن باران مي‌بارد،‌ آب روي من چکيد.

زوج جوان ديگر طاقت نياورند و از مرد مسن پرسيدند: ‌چرا شما براي مداواي پسرتان به پزشک مراجعه نمي‌کنيد؟

مرد مسن گفت: ما همين الان از بيمارستان بر مي‌گرديم. امروز پسر من براي اولين بار در زندگي مي‌تواند ببيند.

ماجرای خر ما از کره گی دم نداشت

مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون کشيدن آن درمانده .
مساعدت را ( براي کمک کردن ) دست در دُم خر زده قُوَت کرد ( زور زد ) . دُم از جاي کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”

مرد به قصد فرار به کوچه يي دويد، بن بست يافت. خود را به خانه ايي درافکند. زني آن جا کنار حوض خانه چيزي مي شست و بار حمل داشت ( حامله بود ). از آن هياهو و آواز در بترسيد، بار بگذاشت ( سِقط کرد ). خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نيز با صاحب خر هم آواز شد.
مردِ گريزان بر بام خانه دويد. راهي نيافت، از بام به کوچه ايي فروجست که در آن طبيبي خانه داشت.

جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايه ديوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد، چنان که بيمار در حاي بمُرد. پدر مُرده نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست !

مَرد، هم چنان گريزان، در سر پيچ کوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش افکند.
پاره چوبي در چشم يهودي رفت و کورش کرد. او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست !
مردگريزان، به ستوه از اين همه، خود را به خانه قاضي افکند که ” دخيلم! “. قاضي در آن ساعت با زن شاکيه خلوت کرده بود. چون رازش فاش ديد، چاره رسوايي را در جانبداري از او يافت و چون از حال و حکايت او آگاه شد، مدعيان را به درون خواند .

نخست از يهودي پرسيد .
گفت : اين مسلمان يک چشم مرا نابينا کرده است. قصاص طلب مي کنم .

قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست. بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا کند تا بتوان از او يک چشم برکند !
و چون يهودي سود خود را در انصراف از شکايت ديد، به پنجاه دينار جريمه محکومش کرد !
جوانِ پدر مرده را پيش خواند .

گفت : اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد، هلاکش کرده است. به طلب قصاص او آمده ام .
قاضي گفت : پدرت بيمار بوده است، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است.حکم عادلانه اين است که پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرود آيي، چنان که يک نيمه جانش را بستاني !

و جوانک را نيز که صلاح در گذشت ديده بود، به تأديه سي دينار جريمه شکايت بي مورد محکوم کرد !
چون نوبت به شوي آن زن رسيد که از وحشت بار افکنده بود، گفت :
قصاص شرعاً هنگامي جايز است که راهِ جبران مافات بسته باشد. حالي مي توان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج ) اين مرد کرد تا کودکِ از دست رفته را جبران کند. طلاق را آماده باش !

مردک فغان برآورد و با قاضي جدال مي کرد، که ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد .
قاضي آواز داد : هي ! بايست که اکنون نوبت توست !

صاحب خر هم چنان که مي دويد فرياد کرد :
مرا شکايتي نيست. محکم کاري را، به آوردن مرداني مي روم که شهادت دهند خر مرا از کرگي دُم نبوده است.

مشهورترین هکرهای جهان را بشناسی

با حساس تر شدن تنشهای ناشی از هک شدن یکی از مهمترین پایگاه های مطالعات آب و هوایی در انگلستان لیستی از مشهورترین هکرهای جهان منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، فرد نفوذی به داخل سیستم نامه های الکترونیکی پایگاه مطالعاتی آب و هوا در انگلستان، نامه ها و مدارکی را از این پایگاه بر روی اینترنت منتشر کرده که نشان می دهد دانشمندان با پیچیده کردن اطلاعات و فریب مردم قصد باوراندن تئوری گرمای جهانی را دارند اما دانشمندان اعلام کرده اند متن این نامه ها تغییر پیدا کرده و تنها نشان می دهند که دانشمندان در حال گفتگوهای بی پرده و صریح در رابطه با بحران گرمای جهانی بوده اند.

در ادامه لیستی از مشهورترین هکرهای جهان که هر یک خسارات قابل توجهی را به شرکتهای مختلف وارد آورده اند و در نشریه تلگراف منتشر شده است، ارائه می شود.

کوین میتنیک: شاید یکی از مشهورترین هکرهای جهان در نسل خود کوین میتنیک باشد. وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا از این فرد به عنوان "بزرگترین مجرم رایانه ای در تاریخ آمریکا" یاد می کند. وی با نام مستعار Hacker Poster Boy به سیستم رایانه ای برخی از مهمترین شرکتهای فناوری و ارتباطاتی از قبیل نوکیا، فوجیتسو و موتورولا نفوذ کرد. وی سرانجام در سال 1995 توسط FBI بازداشت شده و با اعتراف به چندین اتهام وارد شده به پنج سال زندان محکوم شد. پس از آزادی در سال 2000 میتنیک اکنون ریاست شرکت مشاور ایمنی رایانه ای را به عهده داشته و از تکنیکهای هک به عنوان مهندسی اجتماعی یاد می کند.

کوین پولسن: نفوذ به خطوط تلفنی ایستگاه رادیویی لس آنجلس به منظور برنده شدن در رقابت تلفنی که ایستگاه رادیویی در حال اجرای آن بود، اولین رسوایی فعالیتهای هکری پولسن به شمار می رود. وی با نام مستعار "دانته تاریک" جرائم رایانه ای دیگری از قبیل هک کردن پایگاه داده های تجسسهای فدرال را مرتکب شده و پس از آن دستگیر شد. وی پس از آزادی حرفه روزنامه نگاری را در پیش گرفته است.

آدرین لامو: لامو به دلیل استفاده از کافی شاپها، کتابخانه ها و کافی نت ها برای فعالیتهای خود به "هکر بی خانمان" شهرت یافته بود. بیشتر فعالیتهای وی در نفوذ به شبکه های رایانه ای شرکتهای مختلف و گزارش نقص و نقطه ضعف این شبکه ها به شرکتهای مالک شبکه ها بود. یکی از بزرگترین ادعاهای لامو نفوذ به شبکه نیویورک تایمز و افزودن نام خود به پایگاه داده های متخصصان این پایگاه بوده است. لامو نیز اکنون یک روزنامه نگار است.

استفن وزنیاک: وی به دلیل اینکه یکی از بنیانگذران شرکت اپل به شمار می رود از شهرت بالایی برخوردار است، وی فعالیتهای خود را در زمینه هک با نفوذ به تلفنهای همراه آغاز کرد. به گزارش مهر، وی در حالی که در دانشگاه کالیفرنیا مشغول به تحصیل بود برای همکلاسی های خود ابزاری به نام جعبه آبی ساخت که به آنها امکان مکالمات راه دور طولانی مدت را به صورت رایگان می داد. وزنیاک با آغاز پروژه ساخت یک رایانه از ادامه تحصیل صرف نظر کرده و به همراه دوست خود استیو جابز رایانه اپل را ابداع کردند.

لوید بلنکن شیپ: لوید بلنکن شیپ با نام مستعار "مرشد" از اعضای چندین گروه از هکرها در دهه 1980 بوده است. از بزرگترین عوامل به شهرت رسیدن وی نوشتن کتابی به نام "بیانیه هکر" یا "باطن یک هکر" بوده است که پس از دستگیری اش در سال 1986 نگاشته شده است. در این کتاب تنها جرم هکرها کنجکاوی ذکر شده است.

مایکل کالک: مایکل کالک در سن 15 سالگی با هک کردن تعدادی از مشهورترین وب سایتهای اقتصادی جهان شناسایی شد. کالک در سال 2000 با نام مستعار "پسر مافیایی" به 75 رایانه در 52 شبکه مختلف حمله کرد که این حمله سایتهایی مانند eBa، آمازون و یاهو را تحت تاثیر قرار داد. وی پس از مکالمه آن لاینی درباره جرمی که مرتکب شده دستگیر شده و به هشت ماه حبس باز، یک سال مجازات حبس تعلیقی، محدودیت در استفاده از اینترنت و پرداخت خسارت نقدی محکوم شد.

رابرت تاپان موریس: رابرت تاپان موریس در نوامبر 1988 یک ویروس رایانه ای از دانشگاه کرنل در حدود 6 هزار رایانه را از کار انداخته و میلیونها دلار خسارت به بار آورد. خالق این ویروس رابرت تاپان موریس اولین فردی است که به جرم تخلف رایانه ای و سو استفاده از آن محکوم به مجازات شد. به گزارش مهر، وی اعلام کرد ویروس گسترده شده با هدف آسیب رساندن به اینترنت نبوده و تنها با هدف سنجیدن وسعت اینترنت وارد این شبکه شده است. با این حال این ادعاها کمکی به وی نکرده و وی به سه سال حبس تعلیقی، چهار هزار ساعت خدمات اجتماعی و پرداخت خسارت نقدی سنگینی شد. نمونه سی دی حاوی این ویروس مخرب هم اکنون در موزه علوم بوستون در معرض دید قرار دارد.

The Master of Deception: این گروه از هکرها در اواسط دهه 80 سیستم خطوط تلفن آمریکا را مورد هدف قرار دادند و به سیستم رایانه های AT&T نفوذ کردند. این گروه به تدریج و با دستگیر شدن اعضای آن در سال 1992 غیر فعال شد.

دیوید اسمیت: وی خالق ویروس ملیسا اولین ویروس رایانه ای که از طریق اینترنت انتقال پیدا می کند بوده است. اسمیت مدت کوتاهی پس از گسترش این ویروس دستگیر شده و به دلیل به بار آوردن خسارتی در حدود 80 میلیون دلار محکوم به زندان شد.

استیو جاشان: وی به دلیل نوشتن ویروسهای Netsky و Sasser در سال 2004 و در حالی که دوره نوجوانی خود را سپری می کرد، متهم شناخته شد. این ویروس ها مسئول گسترش 70 درصد از نرم افزارهای مخرب یا Malware ها در اینترنت به شمار می رفتند. وی اکنون به استخدام یک شرکت ایمنی رایانه ای درآمده است.

۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه

Deprecated: Function eregi() is deprecated in



اگر روی سیستمون xampp یا wamp و امثالهم نصب کردید و روی اون یه CMS مثل جوملا ، در صورت مشاهده خطایی مثل
Deprecated: Function eregi() is deprecated in C:\wamp\www\..\libs\mobile_device_detect.php on line 59
این خطا به دلیل استفاده این برنامه ها از php5.3 یا جدیدتر و پشتیبانی نکردن این سیستم های مدیریت محتوا از این ورژن php به وجود میاد.راه حل استفاده از php نسخه پایین تر یا اگر برای است ، گزینه Display errors را در تنظیمات php غیر فعال کنید.

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

حل مشکل اینترنت دار بودن کلاینت ها بدون فعال کردن نت برای اینترفیس آنها درRRAS

وقتی که می خواهیم کلاینت ها بجای تنظیم Gateway درسیستم توسط VPN به اینترنت متصل شوند در RRAS بر فرض انجام تمامی تنظیمات بصورت درست و اصولی با این مشکل مواجه می شویم که کلاینت ها  با تنظیم Default gateway اینترنت دار می شوند  با وجود اینکه اینترفیس مربوط به آنها را برای نت تعریف نکرده ایم .
برای حل این مشکل باید اینترفیس متصل به شبکه مرتبط به کلاینت ها را در نت RRAS بصورت Public interface اینترفیس تعریف کرده ولی گزینه Enable NAT را فعال نکنید.

البته این مشکل بیشتر در ویندوزهای کرک شده مشاهده می شود!.

۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

برنامه نویس و مهندس

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند وپتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من ازشما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم.اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند. برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود.مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوترقابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد خورى پيدا نکرد.. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم چت کرد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دستدر جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد!

۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

چند حکایت جالب

 ویولن نوازی در مترو
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولن کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. یک دقیقه بعد، ویولن‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویولن‌زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان او را بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولن‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویولن‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویولن‌زن شد. وقتیکه ویولن‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.
هیچکس نمی‌دانست که این نوازنده ی ویولن همان (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویولن به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشنگتن ‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.

نتیجه : آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن در این آزمایش میتواند این باشد :
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به آثار یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویولن است، گوش فرا دهیم، چه چیزهای دیگری را داریم از دست میدهیم؟


عشق میتواند در وجود هر کسی رخنه کند
  کرگدن گفت:نه ,امکان ندارد.کرگدنها نمي توانند با کسي دوست بشوند.
دم جنبانک گفت:اما پشت تو مي خارد.لاي چينهاي پوستت پر از حشره هاي ريز است.يکي بايد پشت تو را بخاراند.يکي بايد حشره هاي تو را بردارد.
کرگدن گفت: اما من نمي توانم با کسي دوست بشوم.پوست من خيلي کلفت است.همه به من مي گويند پوست کلفت.
دم جنبانک گفت:اما دوست عزيز,دوست داشتن به قلب مربوط ميشود نه به پوست.
کرگدن گفت:ولي من که قلب ندارم,من فقط پوست دارم.
دم جنبانک گفت:اين که امکان ندارد,همه قلب دارند.
کرگدن گفت:کو,کجاست؟من که قلب خودم را نمي بينم.
دم جنبانک گفت:خب,چون از قلبت استفاده نمي کني,قلبت را نمي بيني.ولي من مطمئنم که زير اين پوست کلفت يک قلب نازک داري.
کرگدن گفت:نه,من قلب نازک ندارم,من حتما يک قلب کلفت دارم.
دم جنبانک گفت:نه,تو حتما يک قلب نازک داري,چون به جاي اينکه دم جنبانک را بترساني,به جاي اينکه لگدش کني, به جاي اينکه دهن گشاد و گنده ات را باز کني وآن را بخوري,داري با او حرف مي زني.
کرگدن گفت:خب , اين يعني چي؟
دم جنبانک گفت:وقتي که يک کرگدن پوست کلفت ,يک قلب نازک دارد يعني چي؟يعني اينکه ميتواند دوست داشته باشد,ميتواند عاشق شود.
کرگدن گفت:اينها که ميگويي يعني چه؟
دم جنبانک گفت:يعني...بگذار روي پوست کلفت قشنگت بنشينم,بگذار...
کرگدن چيزي نگفت.يعني داشت دنبال يک جمله ي مناسب مي گشت.فکر کرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد.
اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند.داشت حشره هاي ريز لاي چين هاي پوستش را بر مي داشت.
کرگدن احساس کرد چقدر خوشش مي آيد! اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد.
کرگدن گفت:اسم اين دوست داشتن است؟اسم اين که من دلم مي خواهدتو روي پشت من بماني و مزاحم هاي کوچولوي پشتم را بخوري؟
دم جنبانک گفت:نه,اسم اين نياز است, من دارم به تو کمک مي کنم و تو از اين که نيازت بر طرف ميشود احساس خوبي داري.يعني احساس رضايت مي کني,اما دوست داشتن از اين مهمتر است.
کرگدن نفهميد که دم جنبانک چه ميگويد.
روزها گذشت,روزها,هفته ها و ماه ها و دم جنبانک هر روز مي آمد و پشت کرگدن مي نشست.هر روز پشتش را مي خاراند و هر روز حشره هاي کوچک مزاحم را از لاي پوست کلفتش بر مي داشت و کرگدن هر روز احساس خوبي داشت.
يک روز کرگدن به دم جنبانک گفت: به نظر تو اين موضوع که کرگدني از اينکه دم جنبانکي پشتش را مي خاراند و حشره هاي مزاحمش را مي خورد احساس خوبي دارد,براي يک کرگدن کافي است؟
دم جنبانک گفت:نه,کافي نيست.
کرگدن گفت:درست است کافي نيست.چون من حس ميکنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم.راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا کنم.
دم جنبانک چرخي زد و پرواز کرد, چرخي زد و آواز خواند, جلوي چشمهاي کرگدن.کرگدن تماشا کرد وتماشا کرد و تماشا کرد, اما سير نشد.
کرگدن ميخواست همين طور تماشا کند.کرگدن با خودش فکر کرد اين صحنه قشنگ ترين صحنه ي دنياست و اين دم جنبانک قشنگ ترين دم جنبانک دنيا و او خوشبخت ترين کرگدن روي زمين.وقتي که کرگدن به اينجا رسيد احساس کرد که يک چيز نازک از چشمش افتاد.
کرگدن ترسيد و گفت:دم جنبانک,دم جنبانک عزيزم,من قلبم را ديدم.همان قلب نازکم را که مي گفتي! اما قلبم از چشمم افتاد.حالا چه کار کنم؟
دم جنبانک برگشت و اشک هاي کرگدن را ديد.آمد و روي سر او نشست و گفت:غصه نخور دوست عزيز,تو يک عالم از اين قلبهاي نازک داري.
کرگدن گفت:راستي,اينکه کرگدني دوست دارد دم جنباکي را تماشا کند و وقتي تماشايش ميکند قلبش از چشمش مي افتد,يعني چه؟
دم جنبانک چرخي زد و گفت:يعني اينکه کرگدنها هم عاشق ميشوند!
کرگدن گفت:عاشق يعني چه؟
دم جنبانک گفت:يعني کسي که قلبش از چشمهايش ميچکد.
کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهميد.اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند,باز پرواز کند و او باز هم تماشايش کند و باز قلبش از چشمهايش بيفتد.
کرگدن فکر کرد اگر قلبش همين طور از چشمهايش بريزد,يک روز حتما قلبش تمام مي شود.
آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:من که اصلا قلب نداشتم,حالا که دم جنبانک به من قلب داد چه عيبي دارد؟!بگذار تمام قلبم را براي او بريزم



کلبه
تنها بازمانده يك كشتي شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراري به درگاه خداوند دعا ميكرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم ميدوخت، تا شايد نشاني از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نميآمد.

آخرسر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه اي كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزي پس از آنكه از جستجوي غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستي با من چنين كني؟»

صبح روز بعد او با صداي يك كشتي كه به جزيره نزديك ميشد از خواب برخاست، آن ميآمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودي را که فرستادي، ديديم!»

آسان ميتوان دلسرد شد هنگامي كه بنظر ميرسد كارها به خوبي پيش نميروند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگي ماست، حتي در ميان درد و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آوريد كه آن شايد علامتي باشد براي فراخواندن رحمت خداوند.

براي تمام چيزهاي منفي كه ما بخود ميگوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،

تو گفتي «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،

تو گفتي «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتي «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتي «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافي است»،

تو گفتي «من نميتوان مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهاي تو را هدايت خواهم كرد»،

تو گفتي «من نميتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاري را با من ميتواني به انجام برساني»،

تو گفتي «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،

تو گفتي «من نميتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشيده ام»،

تو گفتي «من ميترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحي ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتي «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگراني هايت را به دوش من بگذار»،

تو گفتي «من به اندازه كافي ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،

تو گفتي «من به اندازه كافي باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتي «من احساس تنهايي ميكنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد



۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

از خدا پرسيدم : خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد ؟

خدا جواب داد :
گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير ، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو .
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن و هيچ گاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کنيد مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .
مهم نيست شير باشي يا آهو مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کني .
کوچک باش و عاشق ... که عشق مي داند آئين بزرگ کردنت را ! بگذار عشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسي .
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .
فرقى نمي کند گودال آب کوچکى باشى يا درياى بيکران ... زلال که باشى ، آسمان در توست.

۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

مخفی کردن نمایش میکروتیک در Winbox یا میکروتیک های دیگر

به احتمال زیاد تا به حال با این مشکل روبرو شده اید که مشخصات میکروتیک های شما از طریقه نرم افزار Winbox برای همگان در شبکه خودتان قابل مشاهده است و این به نوعی ضعف امنیتی به شمار می آید.
 

برای حل این مشکل می بایست Neighbors Discovery را در میکروتیک غیر فعال کنید،برای این منظور در Winbox مطابق شکل به IP >> Neighbors بروید و در تب Discovery interfaces هر اینترفیس که نمی خواهید میکروتیک شما از آن طریق دیده شود غیر فعال کنید.

بدین ترتیب شما هم قادر به دیدن دستگاه های دیگران از تب Neighbors نخواهید بود.
از طریق کنسول یا CLI هم به ترتیب زیر قابل انجام است :
[admin@Admins.ir] ip neighbor discovery> set ether1 discover=no
[admin@Admins.ir] ip neighbor discovery> print
  # NAME      DISCOVER
  0 ether1    no
  1 ether2    yes
  2 ether3    yes
  3 ether4    yes
  4 ether5    yes

گاهی اوقات نیاز است که ما دستگاه های همسابه ها را ببینیم ولی آنها نتوانند ما را ببینند ، برای این منظور می بایست Neighbors discovery فعال بوده و به جای آن در فایروال UDP پورت 5678 درزنجیره OUTPUT را  DROP کنیم.
/ ip firewall filter
add chain=output protocol=udp dst-port=5678 action=drop comment="DROP Neighbors outgoing packet"

۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

حکایت عشق و دیوانگی

در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بي كاري خسته و كسل شده بودند.
ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت بياييد يك بازي بكنيم مثل قايم باشك.
همگي از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا فرياد زد، من چشم مي گذارم و از آنجايي كه کسي نمي خواست دنبال ديوانگي برود همه قبول كردند او چشم بگذارد.
ديوانگي جلوي درختي رفت و چشم هايش را بست و شروع كرد به شمردن .. يك .. دو .. سه .. همه رفتند تا جايي پنهان شوند.
لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد، اصالت در ميان ابرها مخفي شد، هوس به مركز زمين رفت، دروغ گفت زير سنگ پنهان مي شوم اما به ته دريا رفت، طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد و ديوانگي مشغول شمردن بود هفتاد و نه ... هشتاد ... و همه پنهان شدند به جز عشق كه همواره مردد بود نمي توانست تصميم بگيريد و جاي تعجب نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است، در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد نود و پنج ... نود و شش. هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و بين يك بوته گل رز پنهان شد.

ديوانگي فرياد زد دارم ميام. و اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود زيرا تنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و بعد لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود، دروغ ته درياچه، هوس در مركز زمين، يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق و از يافتن عشق نا اميد شده بود. حسادت در گوش هايش زمزمه كرد تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
ديوانگي شاخه چنگك مانندي از درخت چيد و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي دست كشيد عشق از پشت بوته بيرون آمد درحالي که با دستهايش صورتش را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند او كور شده بود! ديوانگي گفت من چه كردم؟ من چه كردم؟ چگونه مي توانم تو را درمان كنم؟ عشق پاسخ داد تو نمي تواني مرا درمان كني اما اگر مي خواهي كمكم كني مي تواني راهنماي من شوي.
و اينگونه است كه از آنروز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره همراه اوست! و از همانروز تا هميشه عشق و ديوانگي به همراه يکديگر به احساس تمام آدم هاي عاشق سرک مي کشند ...

۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

با Free RapidPoints چه کار میشه کرد؟

سلام
من در یک سوتی زشت چند وقت پیش چون سیستم جدید راپیدشر رو نمی دونستم وقتی به سایت لاگین کردم ، در قسمت convert دیدم Premiumمی کنه به free و اصلا به این توجه نکردم که با free نمیشه اکانت ساخت و بیشتر point هام رو تبدیل به فری کردم
Free RapidPoints: 71053
Premium RapidPoints: 5640
حالا موندم بجز خرید کالا چه کاری باهاش میشه کرد..تازه اگر کالا هم بخری باید هزینه پستشو بدی



۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

پروژه بنیاد فارس شناسی - خانه زینت الملوک

بنیاد فارس شناسی در خانه زینت الملوک مستقر هست ، در ممجوعه های تاریخی بدلیل اینکه تخرییی به اثر نرسه از شبکه وایرلس استفاده می کنیم ، برای این مجوعه هم شبکه وایرلس راه اندازی کردم ، اینترنت و .. رو هم به اشتراک گذاشتم .



اینم چند عکس از مجموعه




۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

Alert: Could Not Start Vps, Reason: Error: HVM guest support is unavailable: is VT/AMD-V supported by your CPU and enabled in your BIOS?

اگر با خطای
Alert:   Could Not Start Vps, Reason: Error: HVM guest support is unavailable: is VT/AMD-V supported by your CPU and enabled in your BIOS?
هنگام راه اندازی Xen با HyperVM بر روی لینوکس برای نصب ویندوز مواجه شدید :
1-باید CPU شما Virtualization Technology d یا VT رو پشتیبانی کند.
اطلاعات مربوط به CPU در فایل proc/cpuinfo/ قرار دارد :
egrep ‘(vmx|svm)’ /proc/cpuinfo
بر اساس نوع CPU باید در خروجی کلمه زیر رو بیابید :
    * vmx – (intel)

    * svm – (amd)
اگر این کلمه رو پیدا نکردید CPU تون از VT پشتیبانی نمی کنه و باید عوضش کنید.
2- مرحله بعدی اینه که باید ببینیم vmx یا svm فعال هست یا نه
xm dmesg
خروجی چیزی شبیه به این هست :
 __  __            _____  _   ____     _  __   _  _    __    _       _ ____ 
 \ \/ /___ _ __   |___ / / | |___ \   / |/ /_ | || |  / /_  / |  ___| | ___|
  \  // _ \ \047_ \    |_ \ | |   __) |__| | \047_ \| || |_| \047_ \ | | / _ \ |___ \
  /  \  __/ | | |  ___) || |_ / __/|__| | (_) |__   _| (_) || ||  __/ |___) |
 /_/\_\___|_| |_| |____(_)_(_)_____|  |_|\___/   |_|(_)___(_)_(_)___|_|____/
                                                                            
 http://www.cl.cam.ac.uk/netos/xen
 University of Cambridge Computer Laboratory

 Xen version 3.1.2-164.6.1.el5 (mockbuild@centos.org) (gcc version 4.1.2 20080704 (Red Hat 4.1.2-46)) Tue Nov  3 16:10:34 EST 2009
 Latest ChangeSet: unavailable

(XEN) Command line:
(XEN) Video information:
(XEN)  VGA is text mode 80x25, font 8x16
(XEN)  VBE/DDC methods: none; EDID transfer time: 2 seconds
(XEN)  EDID info not retrieved because no DDC retrieval method detected
(XEN) Disc information:
(XEN)  Found 1 MBR signatures
(XEN)  Found 1 EDD information structures
(XEN) WARNING: Only the first 16 GB of the physical memory map can be accessed
(XEN)          by Xen in 32-bit mode. Truncating the memory map...
(XEN) Xen-e820 RAM map:
(XEN)  0000000000000000 - 00000000000a0000 (usable)
(XEN)  0000000000100000 - 00000000cffa8000 (usable)
(XEN)  00000000cffa8000 - 00000000cffb7c00 (ACPI data)
(XEN)  00000000cffb7c00 - 00000000d0000000 (reserved)
(XEN)  00000000e0000000 - 00000000f0000000 (reserved)
(XEN)  00000000fe000000 - 0000000100000000 (reserved)
(XEN)  0000000100000000 - 0000000400000000 (usable)
(XEN) System RAM: 15615MB (15990048kB)
(XEN) Xen heap: 9MB (9600kB)
(XEN) Domain heap initialised: DMA width 32 bits
(XEN) PAE enabled, limit: 16 GB
(XEN) Processor #0 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #4 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #1 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #5 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #2 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #6 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #3 6:15 APIC version 20
(XEN) Processor #7 6:15 APIC version 20
(XEN) IOAPIC[0]: apic_id 8, version 32, address 0xfec00000, GSI 0-23
(XEN) IOAPIC[1]: apic_id 9, version 32, address 0xfec80000, GSI 32-55
(XEN) Enabling APIC mode:  Flat.  Using 2 I/O APICs
(XEN) Using scheduler: SMP Credit Scheduler (credit)
(XEN) Detected 1995.044 MHz processor.
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU0: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 1/4 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU1: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 2/1 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU2: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 3/5 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU3: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 4/2 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU4: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 5/6 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU5: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 6/3 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU6: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Booting processor 7/7 eip 90000
(XEN) VMX disabled by Feature Control MSR.
(XEN) CPU7: Intel(R) Xeon(R) CPU           E5335  @ 2.00GHz stepping 0b
(XEN) Total of 8 processors activated.
(XEN) ENABLING IO-APIC IRQs
(XEN)  -> Using new ACK method
(XEN) Platform timer overflows in 14998 jiffies.
(XEN) Platform timer is 14.318MHz HPET
(XEN) Brought up 8 CPUs
(XEN) I/O virtualisation disabled
(XEN) *** LOADING DOMAIN 0 ***
(XEN) elf_parse_binary: phdr: paddr=0xc0400000 memsz=0x280708
(XEN) elf_parse_binary: phdr: paddr=0xc0681000 memsz=0x162000
(XEN) elf_parse_binary: memory: 0xc0400000 -> 0xc07e3000
(XEN) elf_xen_parse_note: GUEST_OS = "linux"
(XEN) elf_xen_parse_note: GUEST_VERSION = "2.6"
(XEN) elf_xen_parse_note: XEN_VERSION = "xen-3.0"
(XEN) elf_xen_parse_note: VIRT_BASE = 0xc0000000
(XEN) elf_xen_parse_note: PADDR_OFFSET = 0xc0000000
(XEN) elf_xen_parse_note: ENTRY = 0xc0400000
(XEN) elf_xen_parse_note: HYPERCALL_PAGE = 0xc0401000
(XEN) elf_xen_parse_note: FEATURES = "writable_page_tables|writable_descriptor_tables|auto_translated_physmap|pae_pgdir_above_4gb|supervisor_mode_kernel"
(XEN) elf_xen_parse_note: PAE_MODE = "yes"
(XEN) elf_xen_parse_note: LOADER = "generic"
(XEN) elf_xen_addr_calc_check: addresses:
(XEN)     virt_base        = 0xc0000000
(XEN)     elf_paddr_offset = 0xc0000000
(XEN)     virt_offset      = 0x0
(XEN)     virt_kstart      = 0xc0400000
(XEN)     virt_kend        = 0xc07e3000
(XEN)     virt_entry       = 0xc0400000
(XEN)  Xen  kernel: 32-bit, PAE, lsb
(XEN)  Dom0 kernel: 32-bit, PAE, lsb, paddr 0xc0400000 -> 0xc07e3000
(XEN) PHYSICAL MEMORY ARRANGEMENT:
(XEN)  Dom0 alloc.:   000000003c000000->000000003e000000 (3859368 pages to be allocated)
(XEN) VIRTUAL MEMORY ARRANGEMENT:
(XEN)  Loaded kernel: c0400000->c07e3000
(XEN)  Init. ramdisk: c07e3000->c0f1ee00
(XEN)  Phys-Mach map: c0f1f000->c1ddfea0
(XEN)  Start info:    c1de0000->c1de046c
(XEN)  Page tables:   c1de1000->c1df6000
(XEN)  Boot stack:    c1df6000->c1df7000
(XEN)  TOTAL:         c0000000->c2000000
(XEN)  ENTRY ADDRESS: c0400000
(XEN) Dom0 has maximum 8 VCPUs
(XEN) elf_load_binary: phdr 0 at 0xc0400000 -> 0xc0680708
(XEN) elf_load_binary: phdr 1 at 0xc0681000 -> 0xc072bcc4
(XEN) Initrd len 0x73be00, start at 0xc07e3000
(XEN) Scrubbing Free RAM: ...done.
(XEN) Xen trace buffers: disabled
(XEN) Std. Loglevel: Errors and warnings
(XEN) Guest Loglevel: Nothing (Rate-limited: Errors and warnings)
(XEN) Xen is relinquishing VGA console.
(XEN) *** Serial input -> DOM0 (type \047CTRL-a\047 three times to switch input to Xen).
(XEN) Freed 104kB init memory.

اگر پیغام VMX disabled by Feature Control MSR. رو مشاهده کردید معنیش این هست که  در VT ، BIOS رو فعال نکردید .
نکته مهم :
بعد از فعال کردن VT در بایوس باید حتما سیستم رو خاموش و بعد از چند دقیقه روشن کنید

۱۳۸۸ آبان ۱۳, چهارشنبه

شیراز بارون میاد!

بعد از مدت ها هوای بارونی رو حس کردم ، خیلی دلم براش تنگ  شده بود
حس و حال خاصی داره ، مخصوصا اگر بعد از چند ماه باهاش روبرو بشی!
امیدوارم امسال پاییز و زمستان کلا بارونی باشه

مقایسه voip gateway های Quintum tenor ( تنور ) ، Planet ( پلنت ) و D-Link ( دی لینک )

برای یک پروژه 3 نوع FXO و FXS رو با واسطه یک Asterisk PBX و بدون واسطه PBX از لحاظ کیفیت تست زدم تا بهترین رو انتخاب کنیم . 3 مدل Planet , D-Link و Tenor رو تست زدم
D-Link واقعه افتضاح بود و اصلا راضی کننده نبود
Planet خوب بود و کیفیت صدا رضایت بخش بود
Tenor که عالی بود و کیفیت صدا رو از همه بهتر دیدم
از لحاظ کانفیگ D-Link از همه آسونتر و مسخره تر بود
Planet هم آسون بود ولی باز از D-Link استانداردتر بود
Tenor که واقعا حرفه ای بود و کانفیگ کردنش لذت بخش هست و کاملا با اونها فرق داره

من قبلا مدل های مختلفی کار کرده بودم ولی وقتی کنار هم باشند میشه مقایسه کرد و کیفیت رو سنجید و گرنه بصورت تکی نمیشه بدرستی صداها رو مقایسه کرد

این تست ها برای چند تا پروژه بود که می خواین تلفن شهری نمایندگی های شهرهای مختلفشون رو به دفترشون انتقال بدن و 2 طرفه هم جواب بده و همینطور یک تلفن داخلی هم بین نمایندگی ها داشته باشند

اگر فروشنده تجهیزات VOIP که فکر می کنید قیمت هاش از بقیه مناسب تر هست می شناسید برام میل کنید
ممنون