۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

4.انعطاف پذیر باشید

می توانیم پله پله به سمت موفقیت حرکت کنیم.

برای بسیاری از ما تا به حال پیش آمده است که در یک مورد خاص و در یک معامله احساس می کنیم حق با ماست .نتیجه این تفکر گاهی به نفع ما تمام می شود و گاهی نه ،باید توجه داشته باشیم که این تلقی از یک موقعیت خاص شاید در سایر عرصه های زندگی برای ما نتایج مثبتی در پی داشته باشد اما پر واضح است که در مورد بازار این گونه نیست.

در زندگی به کرات با مسایلی برخورد می کنیم که اعتقاد ما به یک موضوع خاص و پافشاری در رسیدن به یک هدف مشخص برای ما به موفقیت منجر می شود.

چرا در مورد بازار اینگونه نیست و چه عاملی باعث می شود پافشاری بر یک عقیده خاص در بازار به ضرر ما تمام شود؟

بیایید موضوع را با یک مثال بررسی کنیم:

فرض کنیم یک معامله گر با بررسی هایی که انجام داده است و با بررسی نمودار قیمتی در تایم های بالاتر به این نتیجه رسیده است که مثلا زوج ارز پوند دلار می تواند در هفته آینده یک صعود 500 پیپی را تجربه کند.

او بعد از بررسی هایی که انجام می دهد در یک نقطه مناسب وارد یک معامله خرید از این زوج ارز می شود.

بعد از ورود معامله گر ما بازار در جهتی که او در نظر داشت شروع به حرکت می کند و پوزیشن او به سود می نشیند .در طی روزهای بعد نیز شرایط همان گونه که او می خواست مهیا می شود.

یکی از روزها معامله گر ما به پوزیشن خود نگاهی می اندازد ،پوزیشن در 300 پیپ سود است .پیش از این معامله گر ما در پلن خود یادداشت کرده بود که اگر پوزشن تا 300 پیپ در سود حرکت کرد استاپ خود را به نقطه ورود منتقل کند.او این کار را انجام می دهد و پلت فرم را می بندد و مشغول سایر کارهای ضروری خود می شود.

روز بعد پس از اینکه کامپیوتر را روشن می کند و پلت فرم معاملاتی اش را بالا می آورد مشاهده می کند که شب گذشته در ساعاتی که معمولا بازار آرام بوده است جفت ارز پوند دلار تنها در یک کندل 250 پیپ به سمت پایین حرکت نموده است.


با خود فکر می کند من تایم های بالاتر را بررسی کرده بودم ،این پوزیشنی است که پتانسیل این را دارد که 500 پیپ سود نصیبم کند.
برای اینکه بیهوده از این پوزیشن خارج نشده باشد استاپی را که شب گذشته به نقطه ورود منتقل کرده بود بر میدارد و در فاصله 500 پیپ از قیمت فعلی قرار می دهد.

ر طی دو روز پس از آن این جفت ارز سقوط وحشتناکی را به سمت پایین آغاز می کند و معامله او به 400 پیپ ضرر فرو می رود.از یک طرف او پشیمان است از اینکه چرا استاپ را از نقطه ورود برداشته(اگر معامله مجددا به سود می نشست او از این کار ابراز رضایت می کرد و در نهایت هیچ کدام این رفتارها رفتار یک معامله گر حرفه ای و موفق نیست) و از طرف دیگر هم چنان فکر می کند که حق با اوست .

پس استاپ را 500 پیپ پایین تر می آورد ،بعد از اینکه او این کار را انجام میدهد جفت ارز پوند دلار 100 پیپ به سمت بالا حرکت می کند و او خیالش کمی آسوده می گردد.

این آسودگی خیال مدت کوتاهی دوام دارد و جفت ارز مورد نظر ما مجددا یک سقوط 500 پیپی را تجربه می کند.معامله گر ما کاملا به هم ریخته است و هیچ کدام از اعمالی که از او سر میزند از روی برنامه و طرحی از پیش تعیین شده نیست.او حتی به پلن خود پایبند نبوده است.

در نهایت معامله ای که می توانست او را بدون سود از بازار خارج کند با 1000 پیپ ضرر بسته می شود.

این رفتار کاملا بی منطق به نوعی ریشه در عدم انعطاف پذیری این معامله گر دارد.این عدم انعطاف پذیری باعث شد که او بر عقیده خود در مورد آن پوزیشن خاص پافشاری کند و بازار را همان گونه که هست نتواند ببیند .

به بیان دیگر معامله گر ما به علت عدم انعطاف پذیری نتوانست خود را با بازار در آن لحظه تطبیق دهد
منبع   

هیچ نظری موجود نیست: