۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

1.لزوم داشتن هدف و مشخص کردن آن به شکل مکتوب

شاید بتوان گفت در هر فعالیتی که انجام می دهیم داشتن هدف بیشترین نقش را ایفا می کند .برای موفقیت در هر کاری (نه لزوما تجارت)نیاز به داشتن هدف داریم.

بارها خوانده و شنیده ایم که درصد بالائی از افراد هر جامعه ای را افراد ناموفق تشکیل می دهند.در اینجا منظورمان از فرد ناموفق کسی است که به هر دلیلی در رسیدن به خواسته ها و تمایلات شخصی توفیقی به دست نیاورده است.

به نوعی می توان عنوان کرد که یکی از عوامل مهم و حیاتی در عدم موفقیت این افراد نبود هدف به شکل مکتوب است .

بیان هدف به شکل مکتوب چند خاصیت دارد:
اول اینکه با مرور زمان به دست فراموشی سپرده نمی شود.
دوم اینکه با دیدن آن به صورت روزانه در ضمیر ناخود آگاه ذهن ما ثبت می شود.
سوم آنکه در زمان به وجود آمدن مشکلات با مرور این اهداف با انرژی بیشتری در جهت رسیدن به خواسته های خود حرکت می کنیم.

هدف باید دارای مشخصاتی باشد:
1.واقع بینانه باشد
2.قابل دسترسی و دست یافتنی باشد
3.قابل اندازه گیری باشد


واقع بینانه باشد یعنی متناسب با توانایی هائی که داریم اهدافمان را تعیین کنیم نه بیش از آن.

دست یافتنی باشد یعنی بر اساس توانایی هائی که داریم یک مورد در دسترس و قابل تعمق باشد نه یک چیز غیر منطقی مثلا برای یک دانشجوی سال اول پزشکی هدف کسب 1 میلیون تومان در روز دست یافتنی نیست.

قابل اندازه گیری باشد این بدان معناست که اگر مثلا اهداف مادی برای خود در نظر گرفته اید حتما مبلغ خاصی را در نظر بگیرید صرف اینکه بگوئیم میخواهم پول داشته باشم کافی نیست.


موارد بالا در همه جنبه های زندگی ما کاربرد دارد اما در اینجا صحبت ما در رابطه با معامله گری است .چرا بیشتر معامله گران می بازند و از گردونه خارج می شوند؟

بله ،پاسخ این است که آنها هدف و البته به شکل مکتوب ندارند(این تنها یکی از دلایل است)

به واقع فقط یک حساب باز می کنند و با شور و اشتیاق شروع به معامله می کنند اما نمی دانند که چه می خواهند.

معامله گران تازه کار داستانهای زیادی درباره تریدرهای افسانه ای و موفق شنیده اند و می خواهند نتایج آنها را در حساب خود تکرار کنند بدون اینکه به کلیه جنبه های تاثیر گذار بر این موضوع نگاهی بیندازند.

یکی از مواردی که معامله گران تازه کار (و برخی کهنه کاران) را به این سمت سوق می دهد عدم واقع بینی است به نوعی آنها توانائی های خودوگزاره های موجود را به درستی نشناخته ند.آنها واقع بین نیستند چون هدف ندارند.

تریدر مورد نظر ما فقط اقدام به افتتاح یک حساب 1000 دلاری نموده است و به جای اینکه اهدافش را برای بهبود این حساب در نظر بگیرد دائم ذهنش به این سمت هدایت می شود که چگونه 1000 دلار را تبدیل به 100000 دلار کند.

او هیچ برنامه و هدفی از معاملاتش دنبال نمی کند .با هر پیروزی سرخوش و شاد وبا هر شکست غمگین می شود .در واقع این او نیست که معاملاتش را کنترل می کند معاملاتش هستند که او را کنترل می کنند.

نکته جالب اینجاست که خیلی از معامله گران تازه کار فقط در فکر به دست آوردن درصد های بالای سود سالانه هستند 300درصد،400 درصدو......که باز هم از سر درگمی و نداشتن هدف می تواند نشات گرفته باشد.

برای موفقیت در این مسیر باید پله پله حرکت کرد یعنی به عنوان مثال فرض کنید تریدر مورد بحث ما با یک سرمایه 1000 دلاری افتتاح حساب کرده است .او باید برای سال اول معاملاتش برنامه ریزی کند و هدفش را مثلا کسب 30 درصد سود سالانه در نظر بگیرد.

به این ترتیب او در هر فصل سال باید 7.5 درصد سود از اصل سرمایه کسب کند و در هر ماه 2.5 درصد به دست آورد.

به این ترتیب معامله گر ما دقیقا می داند که از بازار چه می خواهد و از معامله گری چه هدفی را دنبال می کند .به همین ترتیب او می تواند اهدافش را برای بازه های زمانی بزرگتری تنظیم کند تا در هنگام معاملات بداند که دقیقا کجاست و به دنبال چیست. 
منبع

هیچ نظری موجود نیست: